تنهاترین تنها
به شیوه خودت زندگی کن اینجا حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند ... من یک زنم همانی که اگر دلش بشکند فریاد نمی زند مشت به دیوار نمی کوبد پشت سر هم سیگار دود نمی کند فقط گاهی ممکن است از سر ناسازگاری شبی تا صبح اشک بریزد بی صدا تا گل لبخندش برای فردا صبح شکفته شود ..... دلی که بشکند فریادش را میفهمی ... ولی نفرینش به زمینت می زند ... شک نکن تنهایی دوست داشتنی نیست گاهی باید دور خودت یک دیوار تنهایی بکشی میتوانی روی خاطرهها را بپوشانی یا چه میدانم سرکوبشان کنی. ولی نمیتوانی تاریخی را که این خاطرات را شکل داده پاک کنی. هرچه باشد این یادت بماند تاریخ را نه میشود پاک کرد نه عوض مثل این است که بخواهی خودت را نابود کنی... سخت است بخندی و میپسندم پائیز را لحظهها میگذرند
اما خواستنیتر از تمام
«دوستت دارم»های مسموم است
مگر تا کجا
میتوانی به دلت بگویی:
ببخشید که باورم شد؟
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی
بلکه برای اینکه ببینی چه کسی برای دیدنت
دیوار را خراب میکند
دلت غمزده باشد؛
هر گوشهای از پیرهنت نمزده باشد...
که معافم میکند از پنهان کردن
دردی که در صدایم میپیچد
و اشکی که در نگاهم میچرخد ...
و به همه میگویم:
سرما خوردهام ...
آنچه بگذشت، نمیآید باز
قصهای هست، که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز ...
باید از سمت خدا معجزه نازل بشود
تا دلم، باز دلم، باز دلم، دل بشود ...
همگان به جست و جوی خانه میگردند
من کوچه خلوتی را میخواهم
بی انتها برای رفتن
بی واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن
| Design By : Pars Skin |
