تنهاترین تنها

کاش بودی سرم را روی شانه هایت می گذاشتم و می بوسیدمت

وقتی بودی آن قدر بزرگ نبودم

وقتی هم که رفتی بزرگ نشدم

دستهایم سرد است

کاش بودی دستم را می گرفتی

کجایی؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 0:27 توسط یاس|

هرگاه کسی مرا آزار میدهد

ناخودآگاه از نبودنت چشمانم بارانی میشود

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 0:15 توسط یاس|

پدر ای آیت عشق خدایی

گل خوش بوی باغ آشنایی

از آن ساعت که رفتی در دل خاک

دلم می‌سوزد از درد جدایی

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ساعت 0:11 توسط یاس|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin