تنهاترین تنها
هر چه گشتیم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی و تنهایی ما اگر یک روز از من بپرسند قوی ترین زنان دنیا چه کسانی هستند ؟ جواب می دهم زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند … ای سکوت و تنهایی من بگو با من از قصه آشنایی مان بشکن خلوت دیوارها را نابود کن حرمت کنج ها را در خودت فریاد بزن و مرا با خودت یکی کن من یک عمر است به امید صدای تو زنده ام آخ که چه می ترسم از این تنهایی عمیق از صداهای درون و نفس های رفیق بودن با کسی که تو را نخواهد بدتر از تنهایی عذاب آور است امشب رها از زمان ! مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند حکایت شب هجران و روز تنهایی من به زیبایی مهتاب قسم خوردم و به تلخی این خاطره ها…
تنها به تو می اندیشم . . .
آهنگ های تکراری !
خاطرات تکراری !
و اشک های تکراری !
تکرار در بودن تو که هیچ گاه تکراری نمی شود !
این بی نهایت من است . . .
شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم
به غروبی که گذشت
به طلوعی که دمید
به صدای شبِ تنهایی و غم
که به جایی نرسید
که تو برمیگردی
و من از هجمه ی تنهایی و بی مهری این شهر شلوغ
می توانم به جهان تو پناهنده شوم…
| Design By : Pars Skin |
