تنهاترین تنها

می خواهم زیر باران بروم تاکسی اشک ها و چشمان سرخم را نبیند

می خواهم زیر باران بروم تا دلم از غصه و کینه پاک شود

می خواهم زیر باران بروم تا با ابر ها و قطرات باران درد دل کنم و از

دلتنگی هایم بگویم

می خواهم زیر باران بروم تا همچون ابر ببارم تا تمام شوم

می خواهم زیر باران بروم تا به آسمان خیره شوم و به عظمت خدا پی ببرم

می خواهم زیر باران بروم در هنگامی که ماه و ستارگان همچون الماس

می درخشند

می خواهم زیر باران بروم تا شاید ...............

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 17:59 توسط یاس|



کوچک
که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی را که یک نفر بفهمد
بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
دنیا را ببین ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت اشک می ریزیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی ۱۰ تا دوست داشتیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم اگه با کسی
دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی ۱۰۰ تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شاید به روی خودمون نیاریم
ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که :
ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
و هنوزم تو عالم بچگی بودیم
همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۸۹ساعت 23:10 توسط یاس|

 

شب یلدای من ، شب دوری من

شب غم و تنهایی من

شب عشق ، شب ...ا

خداوندا ، تو می دانی چه تنهایم

تو می دانی سکوتم را چه فریادم

پر از عشقم ، پر از دردم

چه کنم که با دردم آرامی ندارم

این درد همان دردیست که درمان آن را طبیبان هم ندانند

خداوندا خداوندا ... ا

شب یلدای من پایان ندارد

رهایم کن از این صحرای دوری ...ا

 


نوشته شده در شنبه بیستم شهریور ۱۳۸۹ساعت 23:12 توسط یاس|

 
دلم گرفت از این روزها از این روزهای بی نشون

از این همه در به دری از گردش چرخ زمون

دلم گرفت از ادما از آدمای مهربون

از این مترسکهای بد از همدلهای همزبون

تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون

آهای خدای عاشقا توئی فقط دلخوشیمون

آره دلم خیلی پره از غمهای رنگ و و وارنگ

از جمله دوست دارم دروغهای خیلی قشنگ

دلم گرفت از این روزها از ادما از آدمای مهربون
 
از تو که با ما نبودی از اون خدای آسمون از اون خدای آسمون
 
 
 
نوشته شده در جمعه دوازدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 19:25 توسط یاس|

 
کاشکی یکی بود از دلم خبر داشت
 
کوه غم رو از رو دوشم بر می داشت

کاش که یکی بود روی دلتنگی هام
 
با عشق خوبش کمی مرهم می ذاشت

هیشکی به فکر من و این دلم نیست
 
هیشکی به فکر حل مشکلم نیست

کاشکی یکی بود که به خاطر من
 
به خاطر من یه قدم بر می داشت

به خاطر من یه قدم بر می داشت

درد دل هامو پیش کی بخونم
 
به انتظارش چشم به در بمونم

تا که یه روزی واسه ی همیشه
 
غصه ها رو از تو دلم برونم

غصه ها رو از تو دلم برونم

آهای خدا

آهای خدای مهربون ، آی خالق هفت آسمون
 
بیا دل شکستم رو به آرزوهاش برسون

تا به امید تو دلم ، نشه دوباره نصفه جون
 
روزهای تاریک منو به روشنی ها بکشون

خسته شده دلم از این زمونه
 
کسی که نیست قدر منو بدونه

کسی که نیست تا واسه ی همیشه
 
بیاد و با من و دلم بمونه

بیاد و با من و دلم بمونه

درد دل هامو پیش کی بخونم
 
به انتظارش چشم به در بمونم

تا که یه روزی واسه ی همیشه
 
غصه ها رو از تو دلم برونم

غصه ها رو از تو دلم برونم

آهای خدا

آهای خدای مهربون ، آی خالق هفت آسمون
 
بیا دل شکستم رو به آرزوهاش برسون

تا به امید تو دلم ، نشه دوباره نصفه جون
 
روزهای تاریک منو به روشنی ها بکشون
نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ساعت 0:38 توسط یاس|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin