تنهاترین تنها
که هـر شــب قبـل از خواب گــوش هــایم را نـوازشـــ مـیکرد ... دلـــــم برای آن نـگــاه هــایی تنـگ اسـت که وقتــی بـه مـن مـینـگریـــست تا عـمـق وجودم را به آتــش میــکشیــد ... دلـــــم برایـت تنـگـ شـده اســت همــه کســِ مـن ... مادر من
دلـــــم برای صدایـــی تنـگ شـده اسـت
نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت
6:27 توسط یاس|
| Design By : Pars Skin |
